شرف الدين على يزدى
1010
ظفرنامه ( فارسى )
بر مجموع اعيان نوكران اميرزاده ميرانشاه به حسب حال از پنجاه تا دويست و سيصد سر اسب حواله رفت و تمام آن اسبان را بر پيادگان سپاه ظفرپناه قسمت كردند و عاطفت پادشاهانه اميرزاده ابا بكر را كه در آن جنگ جلادت نموده و سيدى على شكى را به يك چوبه تير بر خاك هلاك انداخته ، به صنوف تربيت و نوازش اختصاص بخشيد . [ بيت ] شه است ظلّ خدا ، زان دهد سزا و جزا * به قهر و لطف بد و نيك زيردستان را و هم در آن اثنا برهان اغلان را كه به كرّات حركات نامناسب از او به صدور پيوسته بود - چنان كه سبق ذكر يافته - و باز به تجديد جريمهاى بزرگ از او به ظهور آمد ، برحسب اشارت شحنهء قهر به ياساق رسانيدند و پسرش را نيز همان شربت چشانيدند و قوشون و نوكران او را به رستم پولاد دادند ( فسبحان الّذى يعزّ من يشاء يذلّ من يشاء و هو عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) « 1 » . تتمهء « 2 » احوال اميرزاده رستم كه از جام متوجه شيراز شده بود « 3 » و ذكر جريمهاى كه از برادر بزرگ او اميرزاده پيرمحمد به ظهور آمد گفته شد كه اميرزاده برحسب فرمان صاحبقران گيتىستان از جام متوجه شيراز شد و امير سونجك با دو هزار سوار به موجب فرموده ملازم ركاب او بود و چون ايشان از راه يزد و ابرقوه به شيراز رسيدند ، اميرزاده پيرمحمد برادر را در قراباغ طوى كرده ، خلعت پوشانيد و صد هزار دينار كپكى بخشيد ، و اميرزاده رستم و امير سونجك و برادرزادهاش حسن جاندار و حسن چغداول كه هردو در شيراز بودند برحسب فرموده از راه بهبهان و تستر عازم جانب بغداد شدند ، و امير سعيد برلاس و على بيگ عيسى - كه از خويشان امير عباس بود - در شيراز جهت ضبط شهر
--> ( 1 ) . مؤلف بهواسطه سياق جمله تصرفى در آيهء 26 سورهء آل عمران انجام داده است . ( 2 ) . الف : گفتار در شمهء . ( 3 ) . الف : - بود .